الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
497
الغدير ( فارسى )
گفتارى پيرامون سند حديث غدير در اين بحث ، نه دربارهء درستى و صحّت حديث نيازى به بررسى است و نه به منظور اثبات تواتر آن چه اين حديث خود به خود از هرگونه دليل و استدلال بىنياز است . چه كسى مىتواند صحّت آن را منكر شود ، در حالى كه بسيارى از رجال سند آن كسانى هستند كه در صحيح مسلم و صحيح بخارى نامشان ثبت گشته و مورد اعتماد و ثقه بودن آنها تأييد شده است ؟ كدام عنصر لجوج و عنودى را امكان آن هست كه تواتر لفظى و معنوى و اجمالى حديث غدير را رد يا انكار نمايد ؟ در حالى كه افراد دور و نزديك به وقوع واقعهء غدير گواه بود . و در روايت آن اتفاق نمودهاند و اكثر مؤلفان در حديث و تاريخ و تفسير و كلام آن را در تأليفات خود ثبت و ضبط كردهاند و جمعى ديگر اين داستان را جداگانه تدوين نموده و تأليفاتى پديد آوردهاند . خلاصه آنكه اين واقعه از هنگامى كه منادى رشد و سعادت بشر با صداى روحافزاى خود آن را اعلام فرمود و نداى ملكوتىاش در گوشها طنين افكند ، خاطرهء دلانگيزش سينه به سينه گشت و نسل به نسل انتقال يافت تا به روزگار ما رسيد و با گذشت زمان در آينده نيز برقرار و جاودان خواهد ماند و هركس كه در قبال چنين حقيقتى در مقام ترديد يا انكار برآيد ، همانند كسى است كه خورشيد تابان را ناديده بگيرد و اشعهء جهانآراى آن را انكار نمايد . بنابراين ، انگيزهء ما در ايراد اين بحث فقط بيان حقيقت ثابت است كه همآهنگى و